Skip to content Skip to sidebar Skip to footer


هنر، زبان مشترک تمدن‌هاست؛ زبانی که پیش از سیاست، اقتصاد و حتی گاه پیش از نوشتار، میان فرهنگ‌ها جریان داشته است. در طول تاریخ، مشرق‌زمین و مغرب‌زمین نه به‌صورت دو جهان جداگانه، بلکه همچون دو قطب در حال گفت‌وگو، بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند. این تأثیرات متقابل، به‌ویژه در هنرهای تجسمی، معماری، خوشنویسی، نقاشی و صنایع دستی، نقشی بنیادین در شکل‌گیری هویت هنری جهان ایفا کرده است.


ویژگی‌های کلی هنر مشرق‌زمین
هنر مشرق‌زمین، از چین و هند تا ایران و جهان اسلام، عموماً بر معنا، درون‌گرایی، نمادپردازی و پیوند با امر قدسی استوار است. در این هنر، واقع‌گرایی ظاهری اهمیت کمتری دارد و هنرمند بیش از آنکه به بازنمایی دقیق طبیعت بپردازد، در پی تجلی حقیقت، روح و معناست.
برای نمونه:
در نقاشی چینی، فضای خالی (Void) به اندازه‌ی فرم‌های پرمعنا اهمیت دارد.
در هنر ایرانی و اسلامی، تکرار، هندسه، اسلیمی و خوشنویسی جایگزین تصویرگری مستقیم انسان می‌شود.
خوشنویسی در شرق، نه‌تنها ابزار نوشتار، بلکه خودِ اثر هنری و حامل معناست.


ویژگی‌های کلی هنر مغرب‌زمین
در مقابل، هنر مغرب‌زمین – به‌ویژه از دوران یونان باستان تا رنسانس – بر انسان‌محوری، طبیعت‌گرایی، پرسپکتیو، آناتومی و عقلانیت بصری تأکید داشته است.
مغرب‌زمین همواره در پی کشف قوانین بصری جهان و بازنمایی دقیق آن بوده است.
برای مثال:
در هنر یونان، تناسبات بدن انسان معیار زیبایی است.
در رنسانس، پرسپکتیو خطی و نورپردازی علمی به اوج می‌رسد.
در دوران مدرن، تجربه‌گرایی و فردیت هنرمند برجسته می‌شود.


تأثیر هنر مشرق‌زمین بر مغرب‌زمین
از قرون وسطی به بعد، با گسترش تجارت، جنگ‌های صلیبی و ارتباطات فرهنگی، هنر شرق به‌تدریج وارد جهان غرب شد.
نمونه‌های شاخص این تأثیر عبارت‌اند از:


تأثیر هنر اسلامی بر معماری غرب
تزئینات هندسی، طاق‌ها، مقرنس‌ها و استفاده از نور در معماری گوتیک، به‌وضوح از معماری اسلامی الهام گرفته‌اند.
تأثیر خوشنویسی و نقوش شرقی
در قرن نوزدهم، هنرمندان غربی شیفته‌ی خط، نقش و ریتم آثار شرقی شدند. این تأثیر را می‌توان در جنبش‌هایی چون:
Art Nouveau
نقاشی مدرن اروپا مشاهده کرد.


شرق‌گرایی (Orientalism)
هرچند گاه با نگاه کلیشه‌ای همراه بود، اما باعث شد شرق به‌عنوان منبع الهام بصری، رنگ، بافت و خیال وارد هنر غرب شود. نقاشانی چون دولاكروا و ماتیس از این فضا تأثیر گرفتند.
تأثیر ذن و هنر شرق دور بر هنر مدرن
مکتب ذن، سادگی، مینیمالیسم و توجه به لحظه را به هنرمندان مدرن غربی آموخت؛ چیزی که بعدها در مینیمالیسم و هنر مفهومی دیده می‌شود.


تأثیر هنر مغرب‌زمین بر مشرق‌زمین
این تأثیر، به‌ویژه از دوره‌ی قاجار در ایران و دوران استعمار در شرق، پررنگ‌تر شد.
ورود پرسپکتیو و واقع‌گرایی
نقاشی ایرانی که تا پیش از آن تخت و نمادین بود، با آشنایی با هنر غرب به سمت حجم، سایه و عمق حرکت کرد.
تحول در آموزش هنر
مدارس آکادمیک هنر به سبک غربی در بسیاری از کشورهای شرقی تأسیس شد و مفاهیمی چون:
آناتومی
طراحی از طبیعت
نقاشی رنگ‌روغن
رواج یافت.
تولد هنر مدرن شرقی
هنرمندان مشرق‌زمین کوشیدند میان ریشه‌های سنتی خود و زبان مدرن غربی پلی بزنند. در ایران، نتیجه‌ی این تلاش‌ها را می‌توان در:
نقاشیخط
هنر سقاخانه
ترکیب خوشنویسی با هنر مدرن مشاهده کرد.
گفت‌وگوی معاصر شرق و غرب
در جهان معاصر، دیگر نمی‌توان از تأثیر یک‌سویه سخن گفت. هنر امروز، عرصه‌ی گفت‌وگوی بینافرهنگی است. هنرمندان شرق و غرب، با حفظ هویت بومی، از زبان جهانی هنر استفاده می‌کنند.
در این فضا:
شرق، معنویت و ریشه را یادآوری می‌کند
غرب، تکنیک، تجربه و ساختار را گسترش می‌دهد
و نتیجه، آثاری است که نه کاملاً شرقی‌اند و نه کاملاً غربی، بلکه انسانی و جهانی‌اند.


نتیجه‌گیری
تأثیر متقابل هنر مشرق‌زمین و مغرب‌زمین، نه یک تقابل، بلکه یک هم‌زیستی خلاق بوده است. هرگاه این دو جهان به جای نفی یکدیگر، وارد گفت‌وگو شده‌اند، هنر به غنای بیشتری رسیده است. امروز نیز آینده‌ی هنر در گرو همین گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی میان معنا و فرم، سنت و نوآوری، شرق و غرب.

نظرات